ز دل نگشت مرا آه سینه تاب بلند
نشد ز سوختگی دود ازین کباب بلند
۱اگر چه خانه دل را به آب گریه رساند
نشد غباری ازین خانه خراب بلند
۲تو سنگدل ندهی داد داد خواهان را
وگرنه کوه صدا را دهد جواب بلند
۳حجاب مانع آوازه است خوبان را
صدا نمی شود از سیر آفتاب بلند
۴ز پیچ وتاب به پابوس یار زلف رسید
اگر چه رشته نگردد ز پیچ وتاب بلند
۵چو ماه نو به نگاهی ز دور خرسندم
که کوته است مرا دست وآن رکاب بلند
۶به باد زودرودسرهواپرستان را
که یک دم است کله گوشه حباب بلند
۷کنند چون دل خودبلبلان ز ناله تهی
به گلشنی که نگردد صدای آن بلند
۸خزف گهر نشود از قبول بی بصران
نمی شودسخن پست از انتخاب بلند
۹به آه گرد کدورت نخیزد از دلها
خط غبار نمی گردد از کتاب بلند
۱۰کند چو تاک به نخل بلند دست انداز
دماغ هر که شداز نشأه شراب بلند
۱۱مده به خلوت خاطر ره خطا صائب
که نام گردد از اندیشه صواب بلند
۱۲