غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۹۹۵ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریاگر به پیرهن گل وگلاب باز آیدامید هست به جوی من آب باز آید۱شکسته پر وبالم درست خواهد شدبه آشیانه چو مرغ کباب باز آید۲رم از طبیعت آهوی چشم اگر برودامید هست که عمر از شتاب بازآید۳حضور رفته ز دوران مجوی هیهات استکه شبنم از سفر آفتاب باز آید۴دوبار اهل نظر را به آب نتوان راندبه چشم من کی از افسانه خواب باز آید۵چو ایستاد ز گردش کباب می سوزدچنان مکن که دل از اضطراب باز آید۶دلم ز آینه رویان به سینه برگردیدبه حسرتی که سکندر ز آب باز آید۷عنان آه توان باز زد ز لب صائباگر به روزن دود کباب باز آید۸