زبان شکوه به خشم زمانه افزاید
که خس به آتش سوزان زبانه افزاید
۱مکن ز چرخ شکایت که توسن بد رگ
لگد به کجروی از تازیانه افزاید
۲چنین که حرص فلک می افزاید از پیری
به رزق ما چه امیدست دانه افزاید
۳رسیده است ترا خواب بیخودی جایی
که آگهی ز شراب شبانه افزاید
۴کند پیاله خون خوردن تو چرخ وسیع
به قدر آنچه ترا باغ وخانه افزاید
۵اگر ز خواب شکایت به روزگار برم
به رغم من به فسون وفسانه افزاید
۶ز شکر شکوه مزن پیش چرخ دم صائب
که آن بهانه طلب بر بهانه افزاید
۷