هر ساغری به آن لب خندان نمیرسد
هر تشنهلب به چشمه حیوان نمیرسد
۱آه من است در دل شبهای انتظار
طومار شکوهای که به پایان نمیرسد
۲عاشق کجا و بوسه آن لعل آبدار
آب گهر به خار مغیلان نمیرسد
۳از جوش عاشقان نشود تنگ خلق عشق
تنگی ز کاروان به بیابان نمیرسد
۴کارم به مرگ نخواهد گذاشت عشق
این کشتی شکسته به طوفان نمیرسد
۵در کشوری که پاره دل خرج میشود
انگشتری به داد سلیمان نمیرسد
۶وقت خوشی چو روی دهد مغتنم شمار
دایم نسیم مصر به کنعان نمیرسد
۷کوتاهی از من است نه از سرو ناز من
دست ز کار رفته به دامان نمیرسد
۸هرچند صبح عید ز دل زنگ میبرد
صائب به فیض چاک گریبان نمیرسد
۹