غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۹۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرگز به چشم شوخی ابرو نمی‌رسد

پای به خواب رفته به آهو نمی‌رسد

۱

با صد زبان چگونه شود یک زبان طرف

گفتار لب به چشم سخنگو نمی‌رسد

۲

یک شب زیاده خوبی پا در رکاب نیست

هرگز هلال عید به ابرو نمی‌رسد

۳

از موج حسن باده یکی می‌شود هزار

از خط کدورتی به لب او نمی‌رسد

۴

دل می‌شود ز سایه آزادگان خنک

از سرو زحمتی به لب جو نمی‌رسد

۵

سنجیده را سبک نکند حرف سخت خلق

از سنک خفتی به ترازو نمی‌رسد

۶

باریک اگر ز فکر تواند شد آدمی

جام جهان‌نمای به زانو نمی‌رسد

۷

دامان برق را نتواند گرفت ابر

در گرد عمر تن به تکاپو نمی‌رسد

۸

پیری مرا ز قید کشاکش خلاص کرد

زور از کمان حلقه به بازو می‌رسد

۹

حاشا که سازم از ته دل خون خود حلال

چون جام تا لبم به لب او نمی‌رسد

۱۰

فردوس هر گلی که رساند به خون دل

در رنگ و بو به آن گل خودرو نمی‌رسد

۱۱

گر شانه خود از دل صد چاک من کنی

آشفتگی به زلف تو یک مو نمی‌رسد

۱۲

دامان عمر رفته نمی‌آیدم به کف

تا دست من به آن خم گیسو نمی‌رسد

۱۳

بیمار بی‌قرار خس و خار بستر است

از دل چه نیش‌ها که به پهلو نمی‌رسد

۱۴

صائب عیار خوبی نیکان گرفته‌ایم

حسنی به حسن خصلت نیکو نمی‌رسد

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی‌رسدقافیه: ـو۱۴ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌رسدنمی‌رسد
  2. طرفنمی‌رسد
  3. نیستنمی‌رسد
  4. هزارنمی‌رسد
  5. خنکنمی‌رسد
  6. خلقنمی‌رسد
  7. آدمینمی‌رسد
  8. ابرنمی‌رسد
  9. کردمی‌رسد
  10. حلالنمی‌رسد
  11. دلنمی‌رسد
  12. کنینمی‌رسد
  13. کفنمی‌رسد
  14. استنمی‌رسد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.