تا دیده محو روی تو شد کامیاب شد
شبنم به آفتاب رسید آفتاب شد
۱حسن تو از دمیدن خط کامیاب شد
پیغمبر جمال تو صاحب کتاب شد
۲از شرم زلف وروی تو در ناف آهوان
صد بار مشک خون شد وخون مشک ناب شد
۳یک چشم خواب تلخ جهان در بساط داشت
آن هم نصیب دیده شور حباب شد
۴تا چهره تو در عرق شرم غوطه زد
هر آرزو که در دل من بود آب شد
۵آب حیات خضر گل آلود منت است
خوش وقت تشنه ای که دچار سراب شد
۶چون دید گل به دیده شبنم بقای عمر
در بوته گداز در آمد گلاب شد
۷از رفتن حباب چه پرواست بحر را
عشق ترا ازین چه که عالم خراب شد
۸صائب ز فیض جاذبه عشق عاقبت
با آفتاب ذره من همرکاب شد
۹