بر یاد عشق بار هوس می توان کشید
بر بوی گل درشتی خس می توان کشید
۱در تنگنای خاک همین گوشه دل است
امروز گوشه ای که نفس می توان کشید
۲رفتم به راه عشق به امید بازگشت
پنداشتم که پای به پس می توان کشید
۳ساقی کند مسلسل اگر دور جام را
خوش حلقه ها به گوش عسس می توان کشید
۴صیاد عشق اگر نگشاید در قفس
خود را ز بال خود به قفس می توان کشید
۵گر عشق کو تهی نکند خط باطلی
بر دفتر هوا و هوس می توان کشید
۶بی چشم زخم سایه تیغ شهادت است
جایی که زیر آب نفس می توان کشید
۷گر صادق است تشنگی عشق در جگر
بحر محیط را به نفس می توان کشید
۸مطلق عنان کند سفر آب موج را
در می کجا عنان هوس می توان کشید
۹صائب دماغ جاذبه گر نیست نارسا
بوی گل از شکاف قفس می توان کشید
۱۰