تا کی درین جهان مکرر به سر کنید
خود را به یک پیاله جهان دگر کنید
۱چون تاک سر ز کوچه مستی برآورید
تا دست حلقه در کمر هر شجر کنید
۲هنگامه ای به خون دل آماده کرده ایم
معشوق بی تکلف ما را خبر کنید
۳نشنیده اید می شکند سنگ سنگ را
از سنگ بیشتر حذر از هم گهر کنید
۴خونریزتر ز تیغ بود نیش رگ شناس
از دوستان زیاده ز دشمن حذرکنید
۵دیدید پشت و روی ورقهای آسمان
یک بار هم در آینه دل نظر کنید
۶زان پیشتر که این قفس تنگ بشکند
اندیشه از شکستگی بال وپر کنید
۷راه نجات جز ره باریک شرع نیست
از ورطه صراط هم اینجا گذر کنید
۸تیز قضا ز جوشن تسلیم نگذرد
در زیر تیغ حادثه گردن سپر کنید
۹در وقت خویش لب بگشایید چون صدف
ز احسان ابر دامن خود پر گهر کنید
۱۰شب را تمام اگر نتوانید زنده داشت
چون غنچه روی دل به نسیم سحر کنید
۱۱چون حسن یاد بی سروپایان خودکند
زنهار یاد صائب بی پا وسر کنید
۱۲