دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
سنگ از قدم راهروان نقش نگیرد
۱فریاد که جز عکس مراد آینه ما
از ساده دلی صورت دیگر نپذیرد
۲سوزددل عشاق فزون شعله آواز
در سوخته آتش نتواند که نگیرد
۳از آب شود آتش یاقوت فروزان
از مهر دل هر که شود زنده نمیرد
۴رنگین مکن از باده لعلی رخ محجوب
کاین آینه از آب گهر زنگ پذیرد
۵برسنگ زند گوهر بی قیمت خود را
هرکس که ازین سنگدلان گوشه نگیرد
۶حیران جمال تو چو آیینه تصویر
گر آب شود صورت دیگر نپذیرد
۷در دعوی تجرید مریدی که تمام است
همت گه درمانگی از پیر نگیرد
۸هر جا که شود خامه صائب گهرافشان
دریا ز صدف گوش محال است نگیرد
۹