غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۸۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تیغ تو می وساقی وپیمانه من شد

هر زخم نمایان در میخانه من شد

۱

گو شاخ گل آسوده شو از جلوه طرازی

اکنون که ته بال پریخانه من شد

۲

از وحشت نخجیر شود دام پریشان

زنجیر سرزلف تو دیوانه من شد

۳

از شوخی او زلزله در مغز زمین است

آن خانه برانداز که همخانه من شد

۴

دیگر نکشد منت خشک از لب دریا

ابری که تر از گریه مستانه من شد

۵

آوردم اگر روی به محراب عبادت

از بیخبری گوشه میخانه من شد

۶

هر خانه چشمی که شبستان جهان داشت

در بسته ز شیرینی افسانه من شد

۷

وحشت کند از کلبه ویرانه من سیل

رحم است برآن جغد که همخانه من شد

۸

ناز تو فزون گشت ز اظهار نیازم

خواب تو گرانسنگ ز افسانه من شد

۹

راضی به قضا باش که کنج قفس تنگ

از ریختن بال پریخانه من شد

۱۰

گرسرو به خوبی علم از فاخته گردید

شمع تو جهانسوز ز پروانه من شد

۱۱

در کلبه من گرد علایق نبود فرش

سیلاب تهیدست ز کاشانه من شد

۱۲

بی برگی من از سخن سرد طمع بود

مهری که زدم بر لب خود دانه من شد

۱۳

در دوستی ساخته صائب نبود فیض

ممنونم ازان شمع که بیگانه من شد

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: من شدقافیه: ـانه۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شدشد
  2. طرازیشد
  3. پریشانشد
  4. استشد
  5. دریاشد
  6. عبادتشد
  7. داشتشد
  8. سیلشد
  9. نیازمشد
  10. تنگشد
  11. گردیدشد
  12. فرششد
  13. بودشد
  14. فیضشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.