غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

چه گل از خودآن مرده دل چیده باشد

که زخمی به درویش نخندیده باشد

۱

تواند به مجنون کسی کرد کاوش

که پیشانی شیرخاریده باشد

۲

کسی را رسد پا به دامن کشیدن

که صد بار بر خویش گردیده باشد

۳

کند با گهر در میان دست آن کس

که چون رشته بر خویش پیچیده باشد

۴

شود مایه بیغمی تلخکامی

که یک چند چون باده جوشیده باشد

۵

کسی را رسد دعوی پاک چشمی

که چشم خوداز عیب پوشیده باشد

۶

ازین ششدر آن کس بردمهره بیرون

که برمهره گل نچسبیده باشد

۷

درین مزرع آن دانه سرسبز گردد

که در قبضه خاک پوسیده باشد

۸

سرافرازی آن را رسددر گلستان

که چون سرو دامن ز خود چیده باشد

۹

درین ره که پادررکاب است منزل

چه آید ز پایی که خوابیده باشد

۱۰

محیطی است کز گوهرش نیست لنگر

بزرگی که حرفش نسنجیده باشد

۱۱

نیاید به یکدیگر آغوش آن کس

که در خانه زین ترا دیده باشد

۱۲

ز رنگین کلامان شودهمچو صائب

به خون جگر هر که غلطیده باشد

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: باشدقافیه: ـیده۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. باشدباشد
  2. کاوشباشد
  3. کشیدنباشد
  4. کسباشد
  5. تلخکامیباشد
  6. چشمیباشد
  7. بیرونباشد
  8. گرددباشد
  9. گلستانباشد
  10. منزلباشد
  11. لنگرباشد
  12. کسباشد
  13. صائبباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.