غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۷۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر که می داند که برگردد سخن درکوهسار

کی به حرف سخت بگشاید دهن درکوهسار؟

۱

تنگ خلقی لازم سنگین دلی افتاده است

این پلنگ خشمگین دارد وطن در کوهسار

۲

تا قیامت ماتم فرهاد نا حق کشته را

تازه دارد لاله خونین کفن درکوهسار

۳

ناله عشاق در فریاد آرد سنگ را

از هم آوازست فارغ کوهکن درکوهسار

۴

کاوش مژگان شیرین آنچه بافرهاد کرد

نقش شیرین می کشد از کوهکن در کوهسار

۵

می کنم هموار بر خود سختی ایام را

برنمی خیزد صدااز پای من درکوهسار

۶

هر رگ سنگی کمر بندد به خون من چو مار

گوشه غاری اگر سازم وطن درکوهسار

۷

لاله من بی نیازست از شراب عاریت

می زند ساغر ز خون خویشتن درکوهسار

۸

آن نواسنجم که سازد پایکوبان چون سپند

سنگها راشعله آواز من در کوهسار

۹

بیستون رابر کمر زنار گردد جوی شیر

گر کند تصویر آن بت کوهکن درکوهسار

۱۰

از بزرگان می شود قدر سخن سنجان بلند

صاحب آوازه می گردد سخن در کوهسار

۱۱

در عزای کوهکن هر نوبهار از بیکسی

چاک سازد لاله چندین پیرهن در کوهسار

۱۲

تا به خارا کوهکن تمثال شیرین نقش بست

چشمه ها رامی رود آب از دهن در کوهسار

۱۳

نیست از سنگ ملامت غم من دیوانه را

می شود چون سیل افزون شورمن درکوهسار

۱۴

مومیایی سنگ گردد در شکست استخوان

از نسیم عهد آن پیمان شکن درکوهسار

۱۵

می شود خونش گران قیمت تر از یاقوت ولعل

می دهدهر کس به زیر تیغ تن درکوهسار

۱۶

برامید آن که کارم صورتی پیداکند

صرف کردم عمر خود چون کوهکن در کوهسار

۱۷

این جواب آن غزل صائب که زاهد گفته است

درمیان شهرم ودارم وطن در کوهسار

۱۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـکوهسار۱۸ از ۱۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. درکوهساردرکوهسار
  2. استکوهسار
  3. رادرکوهسار
  4. رادرکوهسار
  5. کردکوهسار
  6. رادرکوهسار
  7. ماردرکوهسار
  8. عاریتدرکوهسار
  9. سپندکوهسار
  10. شیردرکوهسار
  11. بلندکوهسار
  12. بیکسیکوهسار
  13. بستکوهسار
  14. رادرکوهسار

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.