نخست کعبه و بتخانه رابجا بگذار
دگر به وادی خونخوار عشق پا بگذار
۱درین محیط به همت کم از حباب مباش
نظر بلند چو شد دامن هوا بگذار
۲علاج قلزم خونخوار عشق تسلیم است
بشوی دست زدامان جان،شنا بگذار
۳چو سایه دولت دنیاست بر جناح سفر
تلاش سایه بال و پر همابگذار
۴کنی چو خرمن خود نقل خانه،دانه چند
برای دلخوشی خوشه چین بجا بگذار
۵مجو ز ریگ روان جهان ثبات قدم
ز دست دامن این شوخ بیوفا بگذار
۶شکستگان جهانند مومیایی هم
دل شکسته به آن طره دو تا بگذار
۷به شکر این که شدی پیشوای گر مروان
زنقش پای،چراغی به راه ما بگذار
۸هر آنچه با تو نیاید به آن جهان صائب
نگشته تنگ زمان سفر بجا بگذار
۹