فروغ دولت بیدار از شراب بگیر
می شبانه بکش صبح رابه خواب بگیر
۱وصال شیر و شکرتازه می کند دل را
پیاله ای دو سه بر روی ماهتاب بگیر
۲درین دو هفته که مهمان این خراباتی
غذای روح ز دود دل کباب بگیر
۳به دانه دزدی انجم نظر سیاه مکن
چو ماه نو لب نانی ز آفتاب بگیر
۴به دست عجز گریبان مده چو بیجگران
غمی فرو چو بگیرد ترا، شراب بگیر
۵گواهی دل آگاه، خضر مطلبهاست
به هر طرف که روی فال ازین کتاب بگیر
۶در آب و خاک عمارت حضور خاطرنیست
سراغ عافیت از منزل خراب بگیر
۷ز حسن شوخ تسلی مشو به دیدن خشک
گلی گه می رود از دست،ازو گلاب بگیر
۸سبک عنان تواضع نمی شود مغلوب
اگر به جنگ تو آید فلک، رکاب بگیر
۹شکفته روی تر از زخم باش بادشمن
بغل گشاده سر راه مشک ناب بگیر
۱۰ز روی صبح بناگوش پرده یک سو کن
زمین تشنه جگر رابه ماهتاب بگیر
۱۱درین دوروز که میدان داروگیر از توست
بکوش صائب و داد دل از شراب بگیر
۱۲