پیکان یار را به دل و جان نگاه دار
تاممکن است عزت مهمان نگاه دار
۱عینک به چشم هر که نهد شیشه دل شود
ای شوخ چشم،عزت پیران نگاه دار
۲رم می کند غزال من از نوشخند گل
ای غنچه دست خود ز گریبان نگاه دار
۳در هر گذر سبیل مکن آبروی خویش
ای خضر پاس چشمه حیوان نگاه دار
۴ای خط مبر طراوت آن روی را تمام
یک قطره بهر سیب زنخدان نگاه دار
۵ای سینه صرف صبح مکن آه را تمام
مدی برای شام غریبان نگاه دار
۶صائب مده به دست هوا اختیار دل
این کشتی شکسته ز طوفان نگاه دار
۷