ای هرنظر خیال ترا منزل دگر
وز هرنفس به کوی تو راه دل دگر
۱جویای عشق باش که جز دردوداغ عشق
نخل حیات را نبود حاصل دگر
۲در غیرتم زگریه که مغرورعشق راست
هرقطره اشگ ،عاشق خونین دل دگر
۳بیرون مرو ز خویش که آن چشم شوخ را
جز پرده های دل نبود محمل دگر
۴سیلاب اگر به خانه این غافلان فتد
گیرند گل درآب پی منزل دگر
۵گردن مکش که نیست درین باغ سرو را
جز عقده های مشکل خود حاصل دگر
۶برهرکه درمقام رضا قطره می زند
هرموج از این محیط بود ساحل دگر
۷دل بسته ام به پرتوشمعی که هرنفس
درروزن دگربود ومحفل دگر
۸خوش باش باغباردل وآب چشم خویش
کامروز فیض نیست درآب وگل دگر
۹غافل مشوزحق که کشیده است هرطرف
موج سراب، سلسله باطل دگر
۱۰دل درجهان مبند که بیرون زنه سپهر
آراستند بهرتوسرمنزل دگر
۱۱صائب به گریه کوش کن در زیر خاک نیست
جز قطره های اشک چراغ دل دگر
۱۲