با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
از خرامش بوی گل مدهوش می گردد هنوز
۱از نگاه تلخ، بادامش همان دل می گزد
زهر در دنباله ابروش می گرددهنوز
۲کم نشد از خط حجاب روی چون برگ گلش
از نگاه گرم شبنم پوش می گردد هنوز
۳در پی طوطی نهان شد گرچه تنگ شکرش
خانه ها از خنده اش پر نوش میگردد هنوز
۴سرمه خط پرده گویایی چشمش نشد
شرم گرد آن لب خاموش می گردد هنوز
۵لطف اندامش همان می پرورد خمیازه را
سرو او پیرایه آغوش می گردد هنوز
۶گرچه از خط شد لب میگون اوپا دررکاب
از شرابش سینه ها پرجوش می گردد هنوز
۷چون سبو صدخانه عقل است ازو زیروزبر
گرچه از طفلی سوار دوش می گردد هنوز
۸گرچه از کیفیت حسنش اثر نگذاشت خط
صائب از یاد لبش مدهوش می گردد هنوز
۹