سبک ز سینه ما ای غبار غم برخیز
ز همنشینی ما می کشی الم برخیز
۱سر قلم بشکن، مهر کن دهان دوات
به این سیاه دلان کم نشین و کم برخیز
۲گذشتن از سر گنج گهر سخاوت نیست
کریمی از سر آوازه کرم برخیز
۳کلید گلشن فردوس دست احسان است
بهشت می طلبی از سر درم برخیز
۴بدار عزت موی سفید پیران را
ز جای خویش به تعظیم صبحدم برخیز
۵درین دو وقت، اجابت گشاده پیشانی است
دل شب از نتوانی سپیده دم برخیز
۶گرفت دامن گل شبنم از سحر خیزی
زگرد خواب بشو دست و رو، توهم برخیز
۷امید فتح و ظفر هست تا علم برجاست
فروغ صبح نخوابانده تا علم برخیز
۸درین جهان نبود فرصت کمربستن
زخاک تیره کمر بسته چون قلم برخیز
۹به فکر دوست به بالین گذار سر صائب
چو آفتاب ز آغوش صبحدم برخیز
۱۰