غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۳۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

میوه باغ امیدم داغ حرمان است و بس

یار دلسوزی که می‌بینم نمکدان است و بس

۱

پشت و روی این ورق را بارها گردیده‌ام

عالم از جهان مرکب یک شبستان است و بس

۲

نور شرم از دیده خوبان بازاری مجوی

این جواهر سرمه در چشم غزالان است و بس

۳

سنگ را یاقوت می‌سازم به صد خون جگر

روزیم چون آفتاب از چرخ یک نان است و بس

۴

آن که گاهی عقده‌ای وامی‌کند از کار من

در بیابان طلب خار مغیلان است و بس

۵

می‌کشد هرکس که در قید لباس آرد مرا

حلقه فتراک من طوق گریبان است وبس

۶

چون نگردم گرد سرتاپای او چون گردباد؟

پاکدامانی که می‌بینم بیابان است و بس

۷

دل نیازردن اگر شرط مسلمانی بود

می‌توان گفتن همین هندو مسلمان است و بس

۸

چشم عبرت باز کن صائب ز شبنم پندگیر

حاصل قرب نکویان چشم گریان است و بس

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: است و بسقافیه: ـان۸ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است و بس» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. بسبس
  2. گردیده‌امبس
  3. مجویبس
  4. جگربس
  5. منبس
  6. مراوبس
  7. گردبادبس
  8. بودبس
  9. پندگیربس

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.