غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۷۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

برتو دوزخ شده از کثرت عصیان آتش

ورنه در چشم خلیل است گلستان آتش

۱

زلف و خط چهره او را نتواند پوشید

درته دامن شبهاست نمایان آتش

۲

دوزخ از سردی ایام بهشتی شده است

می کند جلوه گل فصل زمستان آتش

۳

گرچه از سنگدلان است،ز خوی تو شده است

چون شرر در جگر سنگ گریزان آتش

۴

دوزخ سوختگان صحبت بی مغزان است

که به فریاد درآید زنیسان آتش

۵

برحذر باش ازان لب چو شود گرم عتاب

طرفه شوری است چو افتد به نمکدان آتش

۶

ژاژ خارا نبود بی سخن پوچ،حیات

می شود از خس و خاشاک فروزان آتش

۷

سرو دودی است که ازآتش گل خاسته است

تا که زد از نفش گرم به بستان آتش ؟

۸

چه کند زخم زبان با جگر سوختگان ؟

خار را گل کند از سینه سوزان آتش

۹

نیست از هیزم تر گریه آتش که شده است

پیش رخسار عرقناک تو گریان آتش

۱۰

برق با شوخی مژگان تو دامی است به خاک

هست باتندی خوی تو به فرمان آتش

۱۱

حسن یوسف کند آن روز جهان را روشن

که ز رویش جهد از سیلی اخوان آتش

۱۲

در ته دامن فانوس گریزد صائب

بس که داغ است ازان چهره خندان آتش

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: آتشقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«آتش» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آتشآتش
  2. پوشیدآتش
  3. استآتش
  4. استآتش
  5. استآتش
  6. عتابآتش
  7. پوچحیاتآتش
  8. استآتش
  9. سوختگانآتش
  10. استآتش
  11. خاکآتش
  12. روشنآتش
  13. صائبآتش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.