غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟

که شور حشر بود گرده نمکدانش

۱

ز خون صید حرم کعبه داغ لاله شده است

هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش

۲

ازین صید جهان به جهان دگر رساند مرا

خوشا سری که دود پیش پیش چوگانش

۳

به حلقه سر زلف تو چشم بد مرساد!

که آفتاب بود روزن شبستانش

۴

به پاکدامنی از قید عشق نتوان رست

که چشم بر رخ یوسف گشوده زندانش

۵

چه عارض است که در آفتاب زرد خزان

بهار می‌چکد از خط همچو ریحانش

۶

به داغ العطشم سوخته است سنگدلی

که نیست ریگ روان تشنه در بیابانش

۷

ز جبهه عرق شرم می‌توان دانست

که سر به مهر حباب است آب حیوانش

۸

کدام نامه صائب نگشت طی چون صبح

که آفتاب نگردید مهر عنوانش

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـانش۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پنهانشنمکدانش
  2. استمژگانش
  3. مراچوگانش
  4. مرسادشبستانش
  5. رستزندانش
  6. خزانریحانش
  7. سنگدلیبیابانش
  8. دانستحیوانش
  9. صبحعنوانش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.