غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۵۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شوخی که جلوه گاه بود دیده منش

چون طفل اشک، روی توان دید درتنش

۱

هر چند نیست قتل مرا احتیاج حکم

حکم بیاضیی گذرانده است گردنش

۲

پیداست همچو قبله نما از ته بلور

از سینه لطیف دل همچو آهنش

۳

آب حیات جامه به شبنم بدل کند

شاید که در لباس کند سیر گلشنش

۴

پای چراغ می شمرد آفتاب را

چشمی که کرد دیدن آن روی روشنش

۵

هرکس که دید سرو ترا درخرام ناز

در خواب نوبهار رود پای رفتنش

۶

مجنون که ناز از سگ لیلی نمی کشید

امروز خوابگاه غزال است دامنش

۷

صائب تلاش گلشن جنت چرا کند؟

آزاده ای که گوشه فقرست مسکنش

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـنش۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. منشدرتنش
  2. حکمگردنش
  3. بلورآهنش
  4. کندگلشنش
  5. راروشنش
  6. نازرفتنش
  7. کشیددامنش
  8. کندمسکنش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.