گردون که زهر می چکد از روی شکرش
خون نقابدار بود شیر مادرش
۱هر ساده دل که شهد تمنا کند ازو
گردد زنیش، خانه زنبور پیکرش
۲بحر محیط اگر چه ز بزمش پیاله ای است
شبنم گداست دیده خورشید انورش
۳این تیغ آبدار که چرخ است نام او
از پیچ و تاب خسته دلان ایت جوهرش
۴صائب اگر چه با تو دم از دوستی زند
زهر نفاق می چکد از چشم اخترش
۵