میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش
ترکن دماغ جان ز می روح پرورش
۱هر نخل پرشکوفه درین باغ لیلیی است
کز خیرگی فکنده به یک شاخ، چادرش
۲گلگل شده است پیکر سیمین بوستان
از بس که ابر تنگ کشیده است دربرش
۳جز نخل پرشکوفه ندارد جهان خاک
چرخی که بر مراد بود سیر اخترش
۴گل آنچنان فریفته حسن خود شده است
کز شبنم است آینه دایم برابرش
۵در فصل نوبهار، چمن بزم چیده ای است
کز غنچه و گل است صراحی و ساغرش
۶بستان برات عیش ز دیوان نوبهار
اکنون که از شکوفه گشوده است دفترش
۷صائب چو لاله هر که بود کاسه سرنگون
خالی نمی شود زمی لعل ساغرش
۸