غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا به فکر شبرویهای خیال افتاده ام

مست لذت در شبستان وصال افتاده ام

۱

نیست غیر از ناامیدی حاصل دیگر مرا

دانه بی طالعم در خشکسال افتاده ام

۲

می شود هر روز فکرم یک سرو گردن بلند

تا به فکر قامت آن نونهال افتاده ام

۳

با همه مشکل گشایی خاک باشد رزق من

بر سر ره چون کلید اهل فال افتاده ام

۴

صحبت من نیست بار خاطر نازکدلان

هرکجا افتاده ام خوشتر ز خال افتاده ام

۵

هست اگر کیفیتی بازندگی در بیخودی است

تا به حال خویش می آیم ز حال افتاده ام

۶

دور از انصاف است در محشر به دوزخ بردنم

من که در آتش مکرر ز انفعال افتاده ام

۷

هر سر موی حواس من به راهی می رود

تا به دام زلف آن وحشی غزال افتاده ام

۸

شاهد بیداری شبهاست خواب بی محل

من ز خواب چشم او در صد خیال افتاده ام

۹

چرخ هر خواری که بامن می کند شایسته ام

میوه خامم سزای خاکمال افتاده ام

۱۰

چون نباشد ذره من ایمن از بیم زوال

همعنان آفتاب بی زوال افتاده ام

۱۱

آرزویی هر دم از گردون تمنا می کنم

کودک شوخم سزای گوشمال افتاده ام

۱۲

چند پرسی صائب احوال پریشان مرا

نیست حالی تا بگویم چون زحال افتاده ام

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده امقافیه: ـال۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. امام
  2. مراام
  3. بلندام
  4. منام
  5. نازکدلانام
  6. استام
  7. بردنمام
  8. رودام
  9. محلام
  10. امام
  11. زوالام
  12. کنمام
  13. مراام

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.