غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۷۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا به کی بر دل زغیرت زخم پنهانی خورم

باتو یاران می خورند و من پشیمانی خورم

۱

نیست ممکن تازه رو گردد سفال خشک من

زان لب نو خط اگر صهبای ریحانی خورم

۲

گرچه پیش افتاده ام درراه شوق از برق و باد

همچنان از همراهان نیش گرانجانی خورم

۳

از شکر چشم سفید مصر درراه من است

چند گرد کاروان چون ماه کنعانی خورم

۴

من که عالمگیر می گردم ز طوفان چون تنور

در دهانم خاک اگر نان تن آسانی خورم

۵

تشنه مرگم به عنوانی که چون آب خمار

زخم شمشیر شهادت را به آسانی خورم

۶

می کنم در کار ساحل این کهن تابوت را

تا به کی سیلی درین دریای طوفانی خورم

۷

در دماغ تیره من مایه سودا شود

لقمه خورشید اگر چون شام ظلمانی خورم

۸

من که هر جا می روم چون مور رزقم با من است

روزی خود را چه از خوان سلیمانی خورم

۹

سینه من نیست خالی ازگهر تا چون صدف

در سخاوت روی دست ابرنیسانی خورم

۱۰

بر ندارد سر زبالین دیده حیران من

گر زهرمژگان خدنگی همچو قربانی خورم

۱۱

من که شمشیر از برای نفس می زنم

صائب از غفلت چرا نان مسلمانی خورم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خورمقافیه: ـانی۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خورمخورم
  2. منخورم
  3. بادخورم
  4. استخورم
  5. تنورخورم
  6. خمارخورم
  7. راخورم
  8. شودخورم
  9. استخورم
  10. صدفخورم
  11. منخورم
  12. زنمخورم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.