غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۹۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم

از سبکباری چو کف بر قلب دریا می زنم

۱

بادبان کشتی من شهپر پروانه است

سینه بر دریای آتش بی محابا می زنم

۲

تا چو سوزن رشته الفت گسستم از جهان

سر برون ازیک گریبان با مسیحا می زنم

۳

ذره بیقدرم اما افسر خورشید را

گر گذارد بر سر من چرخ، سر وا می زنم

۴

چون صدف تا دست بر بالای هم بنهاده ام

کاسه در آب گهر درعین دریا می زنم

۵

می گشایم عقده های گریه خونین زدل

گربه ظاهر خنده خونین چو مینا می زنم

۶

دست من گیرای گران تمکین که چون موج سراب

سالها شد قطره در دامان صحرا می زنم

۷

از پریشان گردی نظاره صائب سوختم

بخیه حیرانیی بر چشم بینا می زنم

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می زنمقافیه: ـا۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. زنمزنم
  2. استزنم
  3. جهانزنم
  4. رازنم
  5. امزنم
  6. زدلزنم
  7. سرابزنم
  8. سوختمزنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.