هست چون تاک پر از باده رگ و ریشه ما
پیش خم گردن خود کج نکند شیشه ما
۱عالم از جلوه معنی است خیابان بهشت
که نسیم سحر او بود اندیشه ما
۲قبضه خاک کجا دامن ما را گیرد؟
گردبادیم که در رقص بود ریشه ما
۳دهن تیشه فرهاد به خون شیرین شد
به چه امید کند کار، هنرپیشه ما؟
۴خوش بود در قدم صافدلان جان دادن
کاش در پای خم می شکند شیشه ما
۵بیستون تیغ به گردن کند استقبالش
چین جوهر چو به ابرو فکند تیشه ما
۶تن ما از الف زخم، نیستان شده است
دل ما شیر و تن زخمی ما بیشه ما
۷(دانه سوخته از برق نمی اندیشد
غم عالم چه کند با دل غم پیشه ما؟)
۸(لاله ما به جگر داغ پلنگان دارد
پنجه در پنجه شیران فکند ریشه ما)
۹سر مردانه خم باد سلامت صائب
محتسب کیست که بر سنگ زند شیشه ما
۱۰