غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۵۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گوشه ای کو که دل از فکر سفر جمع کنم؟

پا به دامان صدف همچو گهر جمع کنم

۱

تخم خود چند درین خاک سیه چون انجم

شب پریشان کنم و وقت سحر جمع کنم؟

۲

از پریشانی خاطر دو نفس را چون صبح

نیست ممکن که من خسته جگر جمع کنم

۳

رخنه در کار ز تسبیح فزون است مرا

چون دل خویش ز صد رهگذار جمع کنم؟

۴

از گهر سینه چاکی به صدف بیش نماند

به چه امید درین بحر گهر جمع کنم؟

۵

حیف و صد حیف که چون فضل خزان مهلت عمر

آنقدر نیست که من برگ سفر جمع کنم

۶

نه چنان دل ز فراق تو پریشان شده است

که به شیرازه آن موی کمر جمع کنم

۷

هر سر موی ترا چشم نگاهی است ز من

به تماشای تو چون نور نظر جمع کنم؟

۸

چند چون آبله صرف قدم خار شود؟

آبرویی که به صد خون جگر جمع کنم

۹

من که در بیضه به گرد سر گل می گشتم

در گلستان چه خیال است که پر جمع کنم؟

۱۰

سرو از بی ثمری خلعت آزادی یافت

چه فتاده است من خام، ثمر جمع کنم؟

۱۱

پرده خواب شود دیده کوته بین را

از گرانجانی اگر برگ سفر جمع کنم

۱۲

چشم امید از آن بسته ام از هر دو جهان

که به نظاره روی تو نظر جمع کنم

۱۳

من نه آنم که به شیرازه محشر صائب

جسم ویران شده را بار دگر جمع کنم

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: جمع کنمقافیه: ـر۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کنمکنم
  2. انجمکنم
  3. صبحکنم
  4. مراکنم
  5. نماندکنم
  6. عمرکنم
  7. استکنم
  8. منکنم
  9. شودکنم
  10. گشتمکنم
  11. یافتکنم
  12. راکنم
  13. جهانکنم
  14. صائبکنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.