برگ عیش خود از آن تازه چمن می خواهم
یک گل بوسه از آن کنج دهن می خواهم
۱طفل گستاخم و کامم به شکر خو کرده است
بوسه می خواهم و از کنج دهن می خواهم!
۲خون من لاله و گل نیست که پامال شود
خونبهای خود از آن عهد شکن می خواهم
۳کربلا گشت زمین یمن از پرتو او
از عقیق لب او خون یمن می خواهم
۴نیستم از سخن ساده چو طوطی محفوظ
پیچ و تابی به سر زلف سخن می خواهم
۵روز و شب در طلب سینه صافم صائب
طوطیم، آینه ای بهر سخن می خواهم
۶