غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۶۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم

همه جا رقص کنان همچو شرار آمده ایم

۱

عشق استاده و ما جای دگر مشغولیم

به طواف حرم از بهر شکار آمده ایم

۲

نقد جان چیست که در راه فنا نتوان باخت؟

ما درین کار به صد حرص شرار آمده ایم

۳

برگ ما لخت جگر، میوه ما بار دل است

ما چه نخلیم ندانیم به بار آمده ایم

۴

چشم باطن بگشا، رم مخور از ظاهر ما

گنج عشقیم که در کسوت مار آمده ایم

۵

چهره عیش در آیینه ما ننموده است

تا به این خانه پر گرد و غبار آمده ایم

۶

پرده سنگ خطر دامن ساحل بوده است

دل ما خوش که ز دریا به کنار آمده ایم

۷

نیست یک نقطه بیکار درین صفحه خاک

ما درین غمکده یارب به چه کار آمده ایم

۸

چون گل از خاک به نظاره رویش صائب

با طبقهای پر از زر نثار آمده ایم

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آمده ایمقافیه: ـار۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. ایمایم
  2. مشغولیمایم
  3. باختایم
  4. استایم
  5. ماایم
  6. استایم
  7. استایم
  8. خاکایم
  9. صائبایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.