غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از بساط فلک آن سوی بود بازی ما

شش جهت کیست به ششدر فکند بازی ما؟

۱

ما حریفان کهنسال جهان ازلیم

طفل شش روزه عالم ندهد بازی ما

۲

تخته نقش مرادست دل ساده دلان

بازی خود دهد آن کس که دهد بازی ما

۳

قوت بازوی اقبال، رسا افتاده است

نیست محتاج به تعلیم و مدد بازی ما

۴

خانه پرداختگانیم درین بازیگاه

دل ز بازیچه گردون نخورد بازی ما

۵

پیری و طفل مزاجی به هم آمیخته ایم

تا شب مرگ به آخر نرسد بازی ما

۶

روزگاری است به گردون دغا هم نردیم

عجبی نیست اگر پخته بود بازی ما

۷

چون زر قلب نداریم به خود امیدی

در شب تار جهان تا که خورد بازی ما؟

۸

ظاهر و باطن ما آینه یکدگرند

خاک در چشم حریفی که دهد بازی ما

۹

بود ما محض نمودست، سرابیم سراب

جای رحم است بر آن کس که خورد بازی ما

۱۰

جامه را پرده درویشی خود ساخته ایم

ندهد فقر به تشریف نمد، بازی ما

۱۱

چه خیال است که از پای نشیند صائب

تا به هر کوچه چو طفلان ندود بازی ما

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بازی ماقافیه: ـد۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. ماما
  2. ازلیمما
  3. دلانما
  4. استما
  5. بازیگاهما
  6. ایمما
  7. نردیمما
  8. امیدیما
  9. یکدگرندما
  10. سرابما
  11. ایمما
  12. صائبما

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.