غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۶۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

درین جهان نشود حال آن جهان معلوم

که مغز را نتوان کرد از استخوان معلوم

۱

که دیده حاشیه باشد ز متن مشکلتر؟

نشد ز سبزه خط راز آن دهان معلوم

۲

عیار ناز ترا اهل عشق می دانند

که بی کشش نشود زور هر کمان معلوم

۳

اگر چه معنی نازک شود برهنه زلفظ

مرا نشد ز کمر هیچ ازان میان معلوم

۴

ز شوق من چه تواند زبان خامه نوشت؟

ضمیر لال نگردد به ترجمان معلوم

۵

توان ز سختی ایام صبر هر کس یافت

عیار زر شود از سنگ امتحان معلوم

۶

جنون من به خط سبز گلرخان بسته است

که در بهار شود شور بلبلان معلوم

۷

ز حسن عاقبت آغاز را توان دریافت

که هست تیر کج و راست در نشان معلوم

۸

ز اشک راز دل بیقرار من شد فاش

که از ستاره شود سیر آسمان معلوم

۹

بلندی سخن دلپذیر ما صائب

ز گرد سرمه نگردد در اصفهان معلوم

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: معلومقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«معلوم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. معلوممعلوم
  2. مشکلترمعلوم
  3. دانندمعلوم
  4. زلفظمعلوم
  5. نوشتمعلوم
  6. یافتمعلوم
  7. استمعلوم
  8. دریافتمعلوم
  9. فاشمعلوم
  10. صائبمعلوم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.