غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۶۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

پیام دوست ز باد بهار می‌شنوم

ز چاک سینه گل بوی یار می‌شنوم

۱

جنون من چه عجب گر یکی هزار شود؟

که وصف گل ز زبان هزار می‌شنوم

۲

هزار نکته سربسته بی‌میانجی حرف

ز غنچه دهن تنگ یار می‌شنوم

۳

از آن ز سیر چمن می‌برم ز خود پیوند

که ذکر اره ز هر شاخسار می‌شنوم

۴

چه آتش است که در مغز خاک افتاده است؟

که العطش ز لب جویبار می‌شنوم

۵

مرا چو تیشه فرهاد می‌خراشد دل

صدای کبک اگر از کوهسار می‌شنوم

۶

شکایتی است که مردم ز یکدگر دارند

حکایتی که درین روزگار می‌شنوم

۷

گذشت از دل گرم که خط مشکینت؟

که بوی سوختگی زان غبار می‌شنوم

۸

مباد نقش کسی بدنشین شود یارب

میان به حرم و طعن کنار می‌شنوم

۹

به گوش، پنبه سیماب می‌نهم صائب

زهر که حرف دل بی‌قرار می‌شنوم

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌شنومقافیه: ـار۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌شنوممی‌شنوم
  2. شودمی‌شنوم
  3. حرفمی‌شنوم
  4. پیوندمی‌شنوم
  5. استمی‌شنوم
  6. دلمی‌شنوم
  7. دارندمی‌شنوم
  8. مشکینتمی‌شنوم
  9. یاربمی‌شنوم
  10. صائبمی‌شنوم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.