غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عاشق صادق نیندیشد ز آتش تاختن

زر خالص را محابا نیست از بگداختن

۱

روزگاری را که کردم صرف تسخیر بتان

می توانستم دو عالم را مسخر ساختن

۲

آبرویی را که کردم صرف این بی حاصلان

آسیایی می توانستم به دور انداختن

۳

رنگ یکتایی نگیرد رشته چون همتاب نیست

سازگاری نیست با ناسازگاران ساختن

۴

آن که کار سهل ما را در گره انداخته است

می تواند کار عالم را به ابرو ساختن

۵

سرکشان را مهربان خویش کردن مشک است

سهل باشد آسمان را بر زمین انداختن

۶

از بهشت عدن صائب صلح کن با وصل یار

بر امید نسیه نقد عمر نتوان باختن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاختن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. تاختنبگداختن
  2. بتانساختن
  3. حاصلانانداختن
  4. نیستساختن
  5. استساختن
  6. استانداختن
  7. یارباختن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.