چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
خویش را آراستن، آیینه پنهان ساختن
۱پنجه خورشید را در آستین دزدیدن است
عشق را در پرده ناموس پنهان ساختن
۲کار بر شیرازه زلف تو مشکل می شود
ورنه آسان است دلها را پریشان ساختن
۳می تواند مور، اگر بخت سخن یاری کند
پایتخت خویش از دست سلیمان ساختن
۴می چکد جای عرق خون از جبین آفتاب
نیست آسان سنگ را لعل بدخشان ساختن
۵از جوانمردی است با یک قرص همچون آفتاب
عالمی را بی نیاز از خوان احسان ساختن
۶چون صدف پیش ترشرویان برای قطره ای
دست خود را کاسه دریوزه نتوان ساختن
۷پیش دانا از تمام علم ها بالاترست
خویش را با دانش سرشار نادان ساختن
۸یا ز سیلاب حوادث رو نباید تافتن
یا نباید خانه در صحرای امکان ساختن
۹بر سر گفتار صائب را قدح می آورد
کار آیینه است طوطی را سخندان ساختن
۱۰