غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۳۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باده با رندان صافی سینه می باید زدن

حسن اگر داری در آیینه می باید زدن

۱

چون سر خورشید با یک داغ نتوان ساختن

نقش داغ تازه ای بر سینه می باید زدن

۲

صبح شنبه می زداید زنگ از دل بی شراب

باده روشن شب آدینه می باید زدن

۳

نافه از خون خوردن پنهان شود مشکین نفس

باده زیر خرقه پشمینه می باید زدن

۴

در جگر صد سوزن الماس می باید شکست

بعد ازان بر خرقه خود پینه می باید زدن

۵

قسمت خود بین نمی گردد زلال زندگی

ای سکندر سنگ بر آیینه می باید زدن

۶

دردمندی از فلک تعلیم می باید گرفت

هر سر مه ناخنی بر سینه می باید زدن

۷

گر نمی خواهی که فردا هیزم دوزخ شوی

تیشه بر پای درخت کینه می باید زدن

۸

در شهواری که می گویند، در جیب دل است

خویش را بر قلب این گنجینه می باید زدن

۹

صحبت اهل زمان صائب ندارد نشأه ای

می به یاد مردم پیشینه می باید زدن

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می باید زدنقافیه: ـینه۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. زدنزدن
  2. ساختنزدن
  3. شرابزدن
  4. نفسزدن
  5. شکستزدن
  6. زندگیزدن
  7. گرفتزدن
  8. شویزدن
  9. استزدن
  10. ایزدن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.