یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن
یا عاقلانه ترک در می فروش کن
۱چون می درین دو هفته که محبوس این خمی
سرجوش زندگانی خود صرف جوش کن
۲بسیار نازک است سخن های عاشقان
بگذار گوش را و سرانجام هوش کن
۳چون صبح در پیاله زرین آفتاب
خونابه ای که می دهد ایام نوش کن
۴از بی قراری تو جهان است پر خروش
این بحر را به لنگر تمکین خموش کن
۵زان پیشتر که خرج کند گفتگو ترا
پهلو تهی ز صحبت این خودفروش کن
۶از روی تلخ توست چنین مرگ ناگوار
این زهر را به جبهه واکرده نوش کن
۷وصل گل از ترانه شب عندلیب یافت
زنهار در کمینگه شبها خروش کن
۸از نافه می توان به غزال ختن رسید
جان را فدای مردم پشمینه پوش کن
۹ساقی صبوح کرده ز میخان می رسد
صائب وداع صبر و دل و عقل و هوش کن
۱۰