دل از گناه پاک چو دارالسلام کن
خاک سیاه بر سر مینا و جام کن
۱چون برق، ذوق باده بود پای در رکاب
عیش مدام خواهی، ترک مدام کن
۲خواهی چو شعله چشم و چراغ جهان شوی
در پیش پای هر خس و خاری قیام کن
۳آب حیات در ظلمات است، زینهار
مانند شمع در دل شبها قیام کن
۴چون سرو پا به دامن آزادگی بکش
آنگاه در بهشت فراغت خرام کن
۵در زیر زلف یأس بود چهره امید
هر جا دلت فرود نیاید مقام کن
۶آب حیات دولت فانی است نام نیک
این دولت دو روزه خود مستدام کن
۷هر چند ناله تو کند دانه را سپند
ای مرغ خوش نوا، حذر از چشم دام کن
۸ما خون گرم خویش حلال تو کرده ایم
خواهی به شیشه افکن و خواهی به جام کن
۹بزم شراب، بی مزه بوسه ناقص است
پیش آی و عیش ناقص ما را تمام کن
۱۰خواهی که بر رخ تو در فیض وا شود
چون صائب اقتدا به حدیث و کلام کن
۱۱