رساند ابر به جایی گهرفشانی را
که برد کوه غم از سینه ها گرانی را
۱درین دو هفته که در آتش است نعل بهار
مده چو لاله ز کف جام ارغوانی را
۲مدار دست ز تعمیر دل درین موسم
که ریخت لاله و گل رنگ شادمانی را
۳زمین چو خضر اگر سبزپوش شد چه عجب
که کرد ابر سبیل آب زندگانی را
۴زنار و پود رگ ابر و رشته باران
بساط عیش شد آماده کامرانی را
۵یکی است آمدن و رفتن سبکروحان
عزیزدار ریاحین بوستانی را
۶بهار از گل و لاله است بر جناح سفر
مده ز دست رکاب سبک عنانی را
۷چو نیست یک دو نفس بیش زندگی چون صبح
به خوشدلی گذرانید زندگانی را
۸مرا به عالم بالا دلیل شد چون خضر
چه فیضهاست زمین های آسمانی را
۹نشاط فصل بهار اینقدر نمی باشد
ز سر گرفت همانا جهان جوانی را
۱۰ترا که پای طلب نیست همچو سنگ نشان
نگاه دار سر راه کاروانی را
۱۱بود همیشه جوان صائب آن که دریابد
زمان دولت عباس شاه ثانی را
۱۲