غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۲۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روزی که پسته دید لب همچو قند او

شد خنده زهر در دهن نیم خند او

۱

لیلی وشی که شورش سوادی من ازوست

یک حلقه است چشم غزال از کمند او

۲

جان می دهد به نرگس بیمار خلق را

عیسی دمی که من شده ام دردمند او

۳

از لطف همچو اشک شود آب پیکرش

از پرده های چشم بود گر پرند او

۴

آید به رنگ سبزه خوابیده در نظر

عمر خضر به سایه سروبلند او

۵

یوسف ز بند عشق عزیز زمانه شد

دل بد مکن که بنده نوازست بند او

۶

از چشم تر به آب رسانند عاشقان

بر هر زمین که پای گذارد سمند او

۷

خون همچو نافه در جگرش مشک می شود

پیچد به هر غزال که مشکین کمند او

۸

آن آتشین عذار به گلزار چون رود

گلها کنند خرده خود را سپند او

۹

هر چند صید لاغر من نیست کشتنی

نومید نیستم ز نگاه کشند او

۱۰

صائب شده است خانه زنبور سینه ام

از دستبازی مژه های بلند او

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: اوقافیه: ـند۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. اواو
  2. ازوستاو
  3. رااو
  4. پیکرشاو
  5. نظراو
  6. شداو
  7. عاشقاناو
  8. شوداو
  9. روداو
  10. کشتنیاو
  11. اماو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.