از بس که سرکش است قد چون نهال تو
در آب هم نگون ننماید مثال تو
۱از حسن بی مثال کند ناز بر جهان
آیینه دلی که پذیرد مثال تو
۲هر چند بخت کوته و ایام نارساست
نومید نیستم ز امید وصال تو
۳چندان که دل فزون شکنی شوختر شوی
گویا که در شکستن دلهاست بال تو
۴در سینه زعفران شودش ریشه ملال
هر کس که بگذرد به دل بی ملال تو
۵دایم بود ز خون شفق تازه رو چو صبح
ناخن به هر دلی که رساند هلال تو
۶فردای حشر مایه اشک ندامت است
امروز خون هر که نشد پایمال تو
۷یارب چه آتشی، که گلاب چکیده شد
در شیشه های غنچه گل از انفعال تو
۸خورشید آیدش ورق شسته در نظر
چشمی که شد فریفته خط و خال تو
۹در جام صبح و در قدح آفتاب نیست
خونی که همچو شیر نباشد حلال تو
۱۰دامان خاک پرده دام است سر به سر
تا قسمت کمند که گردد غزال تو
۱۱گر دیگران به وصل تو خوشوقت می شوند
صائب دلش خوش است به فکر و خیال تو
۱۲