غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۶۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا ز خط پشت لب جان بخش جانان شد سیاه

عالم روشن به چشم آب حیوان شد سیاه

۱

چشمه خورشید در گرد کدورت غوطه زد

تا ز خط عنبرین، رخسار جانان شد سیاه

۲

شد به اندک فرصتی فرمانروای رود نیل

روی یوسف گر ز دست انداز اخوان شد سیاه

۳

روشنی بخش نظر باشد ز بوی پیرهن

مصر اگر بر دیده یوسف ز زندان شد سیاه

۴

تیرگی در آستین دارد لباس عاریت

روی ماه از منت خورشید تابان شد سیاه

۵

رومتاب از سیلی دوران که مغزافروز شد

روی عنبر تا ز دست انداز عمان شد سیاه

۶

دیده ای کز سیرچشمی سرمه بینش نیافت

همچو میل آتشین از مد احسان شد سیاه

۷

گوشه چشمی ز لیلی قسمت مجنون نشد

گرچه زآهش روزن چشم غزالان شد سیاه

۸

صبر کن بر تیره بختی ها که طفل شیر را

نعمت الوان دهد مادر، چو پستان شد سیاه

۹

درنگیرد صحبت آیینه با آب روان

بر سکندر زندگی از آب حیوان شد سیاه

۱۰

جلوه لیلی به تحسینی ز خاکم برنداشت

گرچه از مشق جنون من بیابان شد سیاه

۱۱

از گشودن روز محشر را سیه سازد چو شب

بس که صائب نامه عمرم ز عصیان شد سیاه

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: شد سیاهقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«شد سیاه» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. سیاهسیاه
  2. زدسیاه
  3. نیلسیاه
  4. پیرهنسیاه
  5. عاریتسیاه
  6. شدسیاه
  7. نیافتسیاه
  8. نشدسیاه
  9. راسیاه
  10. روانسیاه
  11. برنداشتسیاه
  12. شبسیاه

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.