رسیده است به معراج اوج پستی ما
هزار پایه کم از نیستی است هستی ما
۱به هر چه چشم گشادیم، عشق می بازیم
گرفت روی زمین را صنم پرستی ما
۲نسیم صبح فنا تیغ بر کف استاده است
نفس چگونه برآرد چراغ هستی ما؟
۳به گوش، خنده مینای می گران آید
ز بس که هست سبکروح، خواب مستی ما
۴غذای روح به تن می دهیم از غفلت
به خویش خاک ببالد ز تن پرستی ما
۵غنیمت است دمی آب خوش درین عالم
به ذوق آب خمارست می پرستی ما
۶شبی که سایه کند می به جام ما صائب
سیاه روز نگردد چراغ هستی ما
۷