غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۶۵۶ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای در آتش از هوایت نعل هر سیارهایاز بیابان تمنای تو خضر آوارهای۱میتواند مهربان کرد آن دل بیرحم راآن که سازد آب و آتش جمع در هر خارهای۲بیقراری گر کند معذور باید داشتنهرکه دارد در گریبان چون دل آتشپارهای۳در شکست ماست حکمتها که چون کشتی شکستغرقهای را دستگیری میکند هر پارهای۴در سخن پیچیدهام زان رو که چون طفل یتیمغیر اشک خود ندارم مهره گهوارهای۵قطع کن امید صائب یارب از اهل جهانچند جوید چاره خود را ز هر بیچارهای؟۶