ترجیح می دهد به پدر اوستاد را
هر کس شناخته است بیاض و سواد را
۱با نیک و بد چو شیر و شکر جوش می زند
دریافت هر که چاشنی اتحاد را
۲در زیر آسمان نبود صبح بی شفق
خون در پیاله است جبین گشاد را
۳زخم زبان چه کار به سرگشتگان کند؟
پروای خار و خس نبود گردباد را
۴تلخی کشان عشق نگیرند جام زهر
در محفلی که راه بود نوش باد را
۵از ابر بی نیاز بود تیغ آبدار
حاجت به باده نیست روان های شاد را
۶زهرست شکری که مکرر نمی شود
بدخو مکن به وصل، دل نامراد را
۷شایسته خدا و رسول است اعتقاد
ضایع مکن به اهل جهان اعتقاد را
۸زنهار در درستی خط سعی کن که هست
خط شکسته، خواب پریشان سواد را
۹صائب امید هست که آن خط عنبرین
روشن کند سواد من بی سواد را
۱۰