قید عیال، پست کند رای مرد را
گهواره تخته بند کند پای مرد را
۱پهلو ز زن بدزد که این رخنه فساد
در خون گرم غوطه دهد جای مرد را
۲بار شریعت است که چنبر کند چو چرخ
در یک دو هفته قامت رعنای مرد را
۳مهر زنان که رشته پای تجردست
سوزن به زیر پا شکند رای مرد را
۴در عشق زن مپیچ که معجر کند به فرق
این کار زشت، همت والای مرد را
۵چون بال مرغ خانه زمین گیر می کند
تعمیر خانه، بال فلک سای مرد را
۶فکر لباس و جامه به خون سرخ می کند
چون برگ لاله، صفحه سیمای مرد را
۷اندیشه معاش، گل زرد می کند
رخساره چو لاله حمرای مرد را
۸صائب جریده باش که اندیشه عیال
سازد عقیم، طبع گهرزای مرد را
۹