تلخ منشین شراب اگر داری
شور کم کن کباب اگر داری
۱دلی از روزگار خالی کن
شیشه ای پر شراب اگر داری
۲از جگرتشنگان دریغ مدار
قطره ای چون سحاب اگر داری
۳دهن خویش کن چو آبله مهر
چشم آب از سراب اگر داری
۴خشک مگذر ز خار آبله وار
همه یک قطره آب اگر داری
۵با تو طوفان چه می تواند کرد؟
شیشه ای پر شراب اگر داری
۶تخت از تاج می توانی کرد
چون گهر آب و تاب اگر داری
۷آشیان در زمین پست مکن
پر و بال عقاب اگر داری
۸باش بیدار در دل شبها
در لحد چشم خواب اگر داری
۹نفسی راست می توانی کرد
خلوتی چون حباب اگر داری
۱۰قدم خویش را شمرده گذار
در رسیدن شتاب اگر داری
۱۱گنج امید فرش خانه توست
دل و جان خراب اگر داری
۱۲سر به آزادگی برآر چو سرو
حذر از انقلاب اگر داری
۱۳نفس خود شمرده ساز چو صبح
خبری از حساب اگر داری
۱۴می توانی ز گلرخان گل چید
دیده بی حجاب اگر داری
۱۵چون غزالان به ناف پیچ بساز
هوس مشک ناب اگر داری
۱۶جمع کن خویش را چو شبنم گل
چشم بر آفتاب اگر داری
۱۷سپرانداز پیش اهل جدل
صد جواب صواب اگر داری
۱۸به فشاندن نگاهداری کن
نعمت بی حساب اگر داری
۱۹نیست چون نافه حاجت اظهار
در گره مشک ناب اگر داری
۲۰مشو از چشم بستگان غافل
یوسفی در نقاب اگر داری
۲۱در صحبت به روی خلق ببند
هوس فتح باب اگر داری
۲۲پیرو سایه خودی همه جا
پشت بر آفتاب اگر داری
۲۳آب در شیر خود مکن ز چراغ
در سرا ماهتاب اگر داری
۲۴دار پوشیده ریزش خود را
در سخاوت حجاب اگر داری
۲۵می دهد جا به دیده ات گوهر
رشته سان پیچ و تاب اگر داری
۲۶یک قلم پرده های غفلت توست
صد مجلد کتاب اگر داری
۲۷سبک از خواب می توانی خاست
خشت بالین خواب اگر داری
۲۸صائب از باده کهن مگذر
آرزوی شباب اگر داری
۲۹