غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۹۷۸ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرییا غمم را شمار بایستییا جهان غمگسار بایستی۱در بلا جان آسمانی ماچون زمین بردبار بایستی۲چشم صورت نگار بسیارستدل معنی نگار بایستی۳خواب سنگین غفلت ما راسایه ای پایدار بایستی۴کار بسیار و اندک است حیاتعمر در خورد کار بایستی۵عبرت روزگار بسیارستچشم عبرت، هزار بایستی۶خنکی های چرخ از حد رفتاین خزان را بهار بایستی۷جان درین تنگنا چه جلوه کند؟کبک در کوهسار بایستی۸در قفس شیر دست و پا نزنددل برون زین حصار بایستی۹خانه زرنگار بسیارستچهره زرنگار بایستی۱۰میوه ما چو میوه منصوربر سر شاخسار بایستی۱۱جان ما در هوای عالم قدسچون شرر بی قرار بایستی۱۲شمع بالین ما سیه کاراندل شب زنده دار بایستی۱۳بحر بی لنگر حوادث رالنگری از وقار بایستی۱۴شیشه نازک دل ما راطاق ابروی یار بایستی۱۵رفت نیرنگ های چرخ از حداین خزان را بهار بایستی۱۶دل در خاک و خون فتاده مابر توکل سوار بایستی۱۷تا کند مرغ ما دلی خالیچار موسم بهار بایستی۱۸دوزخ اعتبار سوخت مراترک این اعتبار بایستی۱۹عالم آرمیده را صائبشوخی چشم یار بایستی۲۰