غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۹۸۰ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدلفروزست جام خاموشیما و عیش مدام خاموشی۱نطق هر چند با شکوه بودنیست با احتشام خاموشی۲از حوادث کند سپرداریتیغ جان را نیام خاموشی۳ایمن از انقلاب سهو و خطاستملک با انتظام خاموشی۴زردرویی نمی کشد ز خمارباده لعل فام خاموشی۵دل تاریک را کند روشننور ماه تمام خاموشی۶هرگز از باده پشیمانینشود تلخ کام خاموشی۷ندرد پرده کسی هرگزدر مجالس مقام خاموشی۸پیش عارف بهشت دربسته استفیض دارالسلام خاموشی۹فیض ذکر خفی دهد به نفساهل حق را دوام خاموشی۱۰مار انگشت را بکوبد سرسخن با نظام خاموشی۱۱پستی نطق می شود معلومچون برآیی به بام خاموشی۱۲درنیاید به سر ز تندرویهر که دارد زمام خاموشی۱۳پاکبازان محو را نبودباقی لاکلام خاموشی۱۴در نظر بحر آرمیده بودصائب از احتشام خاموشی۱۵